یک رویای واقعی
آینده تکنولوژی دانش و تعامل، چگونه خواهد بود؟ یکی از زیباترین نقاط فکری و طیف گسترده ای از رویاهای شخصی ام در زمینه مدیریت دانش به تصویر کردن و واقعیت بخشیدن به تصوراتی متعلق است که با به حقیقت پیوستن مفهومی به نام تکنولوژی دانش و تعامل به عنوان زیر ساخت بشریت و دنیای آینده جامعه واقعیت خواهد پوشید. حقیقتا سعی می کنم همچنان تکنولوژی دانش و تعامل رابه عنوان نامی برای یک تحول عظیم در پرده ای از ابهام باقی بگذارم و به جنبه هاطی از قدرت نمایی و تغییرات بزرگ آن در زندگی آدمی اشاره کنم. در ادامه در این پست به چندین مورد از این تصورات در مورد دنیای آینده را به تصویر خواهم کشید.
تکنولوژی مدیریت دانش و تعامل (KCT) کانون تمرکز و محور رشد و توسعه پایدار بشریت است. KCT نقطه عطفی مانند جهش اطلاعات و گذار از عصر صنعتی را به عصری جدید رقم خواهد زد. محوری ترین مکانیزمی که ضامن رشد، بقا و جهش انسان هاست، یادگیری، به کارگیری دانسته ها و اصلاح ساختار فکری برای تطابق با شرایط جدید است. از لحظه ای که یک نوزاد پا به عرصه وجود می گذارد، با قدم نهادن در محیطی مملو از فرصت های یادگیری، تلاش و تکاپو برای پیشرفت را آغاز می کند.
با گسترش تجربیات، آموختن و به کار بستن است که وی دروازه های زندگی را یکی از پس از دیگری پشت سر می گذارد. زندگی، صعودی است به قله دست نیافتنی رشد مستمر؛ از سوی دیگر زندگی آدمی به سمت فشردگی مفرط پیش می رود، تکاپوها برای دانستن، لحظه به لحظه شدت بیشتری می یابد. یادگیری از آغاز تا پایان جدانشدنی ترین و همیشگی ترین فرآیند زندگی آدمی شده است و هر آن که سریع تر، بهتر و بیشتر بیاموزد و به کار ببندد در قالب فردی قدرت جهش بالاتری می یابد. تصور این که ۱۲ سال از بهترین فرصت های زندگی درصد بالایی از ۶ میلیارد انسان برای تبدیل شدن به یک آماتور تلف می شود در دنیای آینده دیوانه کننده است؛ همین طور تصور یادگیری رانندگی یا خلبانی در عرض چند هفته یا چند ماه یا آموختن چگونگی نواختن سازهای پیچیده در چند سال!
بشر آینده نیاز به یادگیری دارد اما یادگیری که به طرز وحشتناکی سریع و رقابتی باشد. فاصله بین ندانستن و دانستن مهارتی پیچیده به ثانیه ها تقلیل می یابد صرف نظر از این که هوش و ظرفیت فرد چگونه باشد.
ایجاد نوآوری های مستمر و انقلابی نیازی است حیاتی برای سازمان ها و جوامع آینده. نوآوری انقلابی نیاز به دو عامل عمده برای رخ دادن دارد:
- بلوغ علوم و تکنولوژی هی پیش نیاز در رقابت تفکر جمعی
- وجود انسان هی صف شکن با پیه فکری یا تکنولوژیک حداقل جهت تحریک ذهن فردی یا گروهی
هر دو این عوامل، ریشه ای بس عمیق در یادگیری و مدیریت دانش آگاهانه دارد. تولید کنندگان دانش، مهم ترین مزیت رقابتی در آینده را در اختیار دارند. قدرت های منفرد محو می شوند و شبکه های فکری و دانشی قدرت می یابند. جهان تبدیل به شبکه ای از اذهان قدرتمند می شود. شبکه ای پیچیده و خارج از نظم سیستم های معمول کنونی. بی نظمی و هرج و مرج هدفمند در بستر یکپارچگی فعال، آینده جهانی با رشد سرسام آور را رقم میزند. هر انسانی متکی به دانش همه آدمیان دست به نوآوری می زند. فرزندان من و شما ممکن است بسیار کارآتر،کامل تر و موثرتر از من و شما در عرض تنها چند روز یا چند ماه دیپلم بگیرند، تا افراد بشر فرصت های بیشتری برای خلق نوآوری و دانش جدید داشته باشند و این منابع محدود صرف مرور دانش کهنه و پایه ای ما نشوند. در حقیقت طلای عصر آینده و منبع لایزال خلق مزیت و پیشرفت، تک تک اذهان آدمیان است.